معامله گری شبیه قماربازی یا شرط بندی نیست. در شرط بندی، باید وارد بازی شوید تا ببازید و از بازی دست بکشید تا ضررهایتان متوقف شود. اما در بازار، باید برای ورود به معامله و نیز خروج از آن کاری بکنید و اگر در این میان تنها به نظاره بنشینید احتمال از دست رفتن کل پولتان هست. همچنین وقتی در یک مسابقه شرط بندی شرکت می کنید، دقیقا می دانید چقدر ریسک می کنید و مهم تر اینکه بازی همیشه طبق مقرراتش به پایان می رسد. اما در بازار اصلا معلوم نیست چقدر ریسک می کنید. حتی اگر آنقدر هم منضبط باشید که از نقاط توقف برای ضررهایتان استفاده کنید، باز هم ممکن است به خاطر جهش قیمت ها، دقیقا در همان قیمت منظور شده از معامله خارج نشوید و مقدار ضرر بیش از مقدار پیش بینی شده گردد. #مطالعه #کتاب #معاملهگر_منضبط #مارک_داگلاس
ادامهدر محیط معامله گری تمام نتایج وابسته به تصمیمات شماست و قدرت تغییر هیچ چیزی به جز ذهن خود را ندارید. تنها چیزی که برای خلق نتایج خوشایندتر در اختیار دارید داشتن ذهنی انعطاف پذیر است. باید یاد بگیرید که چگونه با بازار حرکت کنید و با آن هماهنگ باشید. هر چقدر پذیرش حرکات مختلف بازار برایتان سخت تر باشد، در یک لحظه همه چیز بازار بر وفق مرادتان است و در لحظه ای دیگر شبیه یک دیو است که هستی شما را تهدید میکند. این نقش دوگانه بازار، نشان دهنده عدم انعطاف پذیری شما در هماهنگ کردن خود با تغییرات بازار است؛ چیزی که در نهایت باعث میشود تا علیرغم تمام تلاش هایتان، از میان همه چیزهای موجود و ممکن، در پایان پولتان را با دستان خودتان به دیگران هدیه کنید. #مطالعه #کتاب #معاملهگر_منضبط #مارک_داگلاس
ادامهبا توجه به اینکه از یک سو بازار محیطی است که شما هیچ کنترلی روی آن ندارید، و از سویی دیگر ساختار ذهنی خشک و انعطاف ناپذیر شما فقط تعداد اندکی از حالات ممکن را به عنوان اتفاقات مجاز در نظر میگیرد و به این ترتیب قصد کنترل بازار را دارد و در همین حال خواستار آن هستید که بفهمید "واقعا" در قدم بعدی قرار است چه اتفاقی بیفتد! تضاد فکری اساسی در اینجا وجود دارد. این تضاد فکری ماحصل عدم شناخت ماهیت باورها و نقش محدودکننده آن ها در درک صحیح انسان در محیط اطرافش است. وقتی به معامله ای وارد میشوید حتما توقعی از آینده آن دارید، اما آنچه لازم است انجام دهید این است که یاد بگیرید خود را از التزام و اجبار به اینکه توقعات شما دقیقا به همان صورت که پیش بینی کرده اید برآورده خواهند شد رها کنید. یعنی درست مانند ناظری که در معامله ای وارد نشده است اجازه دهید ذهن شما برای درک فرصت های موجود آماده باشد.
ادامهمتاسفانه در بورس اغلب حتی به روش سعی و خطا هم کاری نمیکنیم، یعنی از اشتباهات خود نمی آموزیم و آن ها را عینا بارها تکرار میکنیم؛ و تحت تأثیر احساساتی چون ترس و طمع ، مرتبا از این دام به آن دام میافتیم . اجازه می دهیم احساسات بر عقلمان و شکم بر مغزمان غلبه کنند و موجب تصمیمات مالی غلط پی در پی شوند. به خصوص اشخاص حقیقی بیشتر از وحشت و طمع مسری بازار متأثر می شوند، با بی فکری معامله میکنند، از احساسات پیروی می کنند و حتی کاملا در خدمت آن قرار میگرند. #مطالعه #کتاب #از_طمع_تا_وحشت #جسیکا_شوارتز
ادامهمعدود افرادی که سودهای افسانه ای در معامله گری کسب کرده اند، حتما زمانی موفق شده اند یاد بگیرند که از تلاش برای رقابت با بازار یا مجبور کردن بازار برای انطباق خود با توقعات و محدودیت های ذهنی آن ها دست بردارند. در جایی از زندگی حرفه ای خود این نکته را فهمیده اند که بازار ابتدا و انتها ندارد و برای یک فرد، بازار زمانی آغاز میشود که او خود تصمیم بگیرد که وارد آن شود و زمانی به پایان میرسد که او با اراده خویش از آن خارج شود و در این مدت بازار کوچکترین احساس مسئولیتی در برابر شخص ندارد. این افراد سرانجام با تغییر نگرش خود توانسته اند با شرایط روان شناختی غیرمعمول و پر دردسر آن تطابق پیدا کنند. #مطالعه #کتاب #معاملهگر_منضبط #مارک_داگلاس
ادامهمتاسفانه در بورس اغلب حتی به روش سعی و خطا هم کاری نمیکنیم، یعنی از اشتباهات خود نمی آموزیم و آن ها را عینا بارها تکرار میکنیم؛ و تحت تأثیر احساساتی چون ترس و طمع ، مرتبا از این دام به آن دام میافتیم . اجازه می دهیم احساسات بر عقلمان و شکم بر مغزمان غلبه کنند و موجب تصمیمات مالی غلط پی در پی شوند. به خصوص اشخاص حقیقی بیشتر از وحشت و طمع مسری بازار متأثر می شوند، با بی فکری معامله میکنند، از احساسات پیروی می کنند و حتی کاملا در خدمت آن قرار میگرند. #مطالعه #کتاب #از_طمع_تا_وحشت #جسیکا_شوارتز
ادامهافراد به طور غریزی برای اجتناب از درد، در ذهن خود در برابر هجوم اطلاعاتی که بیانگر وجود تضاد بین باورهایشان در مورد شرایطی که فکر میکنند باید حاکم باشد و شرایطی که در واقع حاکم هست و با باور وی همخوانی ندارد، سدهای تدافعی میسازند. این سدهای تدافعی شامل انواع انکارها، دلیل تراشی ها و توجیهاتی میباشند که همه آنها منجر به تحریف ادراکی ( perceptual distortion ) میشوند. تحریف ادراکی زمانی رخ میدهد که سیستم ذهنی به طور خودکار، با تغییر شکل و فیلتر کردن اطلاعات، اقدام به تحریف داده ها میکند تا تضاد موجود را برطرف کند. این کار به نحوی انجام میشود که فرد باور کند که بین وی و محیط خارج یک "واقعیت مشترک" (همخوانی بین باورهای شخص در مورد محیط بیرونی و آنچه در واقعیت وجود دارد) وجود دارد تا بدین وسیله از درد اجتناب کند. اما اگر اطلاعات بازار را تحریف کنید، نه تنها واقعیت مشترکی وجود ندارد بلکه در معرض "آگاهی اجباری" ( forced awareness ) قرار میگیرید. تحریفات ادراکی تا آنجا ادامه پیدا خواهد کرد که تضاد موجود آنچنان مهیب میشود که سپر تدافعی ذهنی فرو میریزد که معمولا با شوک همراه است و بازار فرد را مجبور به پذیرش توهمی بودن آن واقعیت مشترک و آگاهی اجباری دردناک میکند. زمانی که فرد متعصبانه منتظر رخ دادن وقایعی که پیش بینی کرده است نباشد و انعطاف پذیری ذهنی لازم در خود ایجاد کند و به بی طرفی در مشاهدات خود از بازار برسد، اطلاعات مشترک وی و بازار واقعی میشود. #مطالعه #کتاب #معاملهگر_منضبط #مارک_داگلاس
ادامه✦✦ نگرانی ها از میزان پایین #مطالعه در #ایران ✦✦ ✦ آمار میزان مطالعه در ایران به درستی مشخص نیست و چند سال پیش اعلام شد که سرانه مطالعه در ایران 2 دقیقه در سال است. البته بعد از انتشار این آمار برخی از مسئولان آن را تکذیب و ادعا کردند آمار مطالعه در ایران 79 دقیقه در روز است! که البته در این میزان سرانه مطالعه کتب درسی، کتب ادعیه، قرآن، صفحات مجازی و هر چیزی که به خواندن ربط داشته باشد، لحاظ شده بود. ✦ خواندن #کتاب به هر شکل را میتوان کتابخوانی دانست، اما در اینجا منظور ما از کتابخوانی، مطالعه کتب درسی و مذهبی نیست. در واقع منظور از کتابخوانی، مطالعات آزاد و خواندن کتابهایی است که سهم بسزایی در بالا بردن سطح آگاهی و فرهنگ جامعه دارند لذا بهتر است بحث کتابخوانی و سوادآموزی را از هم تفکیک کنیم. مطالعات افراد جامعه که در مقاطع مختلف تحصیلی مشغول به تحصیل هستند را نباید به آمار کتابخوانی مرتبط دانست. شاخص میزان کتابخوانی و میزان سوادآموزی در تمامی کشورهای جهان دو امر مجزاست. ✦ حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا فقط #فرهنگ #کتابخوانی نداریم یا عوامل دیگر هم در این امر دخیل است؟ نبود #کتابخانه های #تخصصی و محلی در هر محله و منطقه شهری و کمبود تعداد کتاب ها، کامل نبودن موضوعات مورد علاقه قشر کتابخوان جامعه یکی از عوامل مهم و تاثیر گذار در کاهش سرانه مطالعه است که به لطف فروشگاه های اینترنتی این معضل رو به بهبودی است. 📚 چرا کتاب بخوانیم؟ چون کتاب دوست ماست 📚
ادامه
اگر بپذیرید که نیروهای بازار و مکانیزم بازارهای آزاد همیشه به بهترین نحو بازار را کنترل نمی کنند می توانیم به این باور برسیم که دولت باید نقش بزرگتری در رگولاتوری برخی از فعالیت های بازار داشته باشد، ولو اینکه این اتفاق باعث محدود شدن برخی از آزادی ها شود. بله، یک سیستم عرضه و تقاضای مبتنی بر بازار آزاد در حالتی می توانست ایده آل باشد که ما واقعا منطقی عمل می کردیم. اما از آنجا که ما در بسیاری از اوقات غیرعقلانی و نابخردانه عمل می کنیم، این نقش سیاست هاست که باید این عامل مهم را در نظر بگیرند و بر مبنای آن تصمیم های درستی را اتخاذ کنند. #کتاب #مطالعه #نابخردی_های_پیش_بینی_پذیر #دن_آریلی
ادامه