با توجه به اینکه از یک سو بازار محیطی است که شما هیچ کنترلی روی آن ندارید، و از سویی دیگر ساختار ذهنی خشک و انعطاف ناپذیر شما فقط تعداد اندکی از حالات ممکن را به عنوان اتفاقات مجاز در نظر میگیرد و به این ترتیب قصد کنترل بازار را دارد و در همین حال خواستار آن هستید که بفهمید "واقعا" در قدم بعدی قرار است چه اتفاقی بیفتد! تضاد فکری اساسی در اینجا وجود دارد. این تضاد فکری ماحصل عدم شناخت ماهیت باورها و نقش محدودکننده آن ها در درک صحیح انسان در محیط اطرافش است. وقتی به معامله ای وارد میشوید حتما توقعی از آینده آن دارید، اما آنچه لازم است انجام دهید این است که یاد بگیرید خود را از التزام و اجبار به اینکه توقعات شما دقیقا به همان صورت که پیش بینی کرده اید برآورده خواهند شد رها کنید. یعنی درست مانند ناظری که در معامله ای وارد نشده است اجازه دهید ذهن شما برای درک فرصت های موجود آماده باشد.
پاسخها
برای پاسخدادن وارد حساب خود شوید.
هنوز پاسخی ثبت نشده است.