✨چهل مرحله سفر سیمرغ وجودی معامله گران✨ 1-اطلاعات جمع می کنیم ، یاد می گیریم کتاب بخریم، سوال بپرسیم، شاید به سمینارها برویم و تحقیق می کنیم که چه چیز در معامله گری به کار می آید. 2-با علمی که به تازگی یاد گرفته ایم شروع به معامله گری می کنیم. 3-سودهایی بدست می آوریم ولی به سرعت از دستشان می دهیم و بعد متوجه می شویم که به علم و اطلاعات بیشتری نیاز داریم. 4-اطلاعات بیشتری جمع می کنیم. 5-سهام مورد معامله مان را عوض می کنیم. 6-به بازار بر می گردیم و با سیستم اصلاح شده مان معامله می کنیم، با این اندیشه که، “این بار جواب می گیریم” . 7-پول بیشتری از دست می دهیم و شروع به از دست دادن اعتماد به خودمان می کنیم که” آیا من میتوانم یک معامله گر باشم؟” واقعیت از دست رفتن پول در مارکت برایمان جا می افتد. 8-شروع به گوش کردن به سایر معامله گران می کنیم و اینکه آنها چگونه کار می کنند. 9-به بازار بر می گردیم و به از دست دادن پول ادامه می دهیم. 10-به طور کلی سبک و روش خود را تغییر می دهیم. 11-برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر جستجو می کنیم. 12-به بازار بر می گردیم و پیشرفتی جزئی در کارمان می بینیم. 13-با یک معامله موفق دچار “اعتماد به نفس بیش از حد” می شویم و یک معامله بزرگ انجام می دهیم به این باور که این روش مطمئن است و بازار به زودی پولمان را می دهد. 14-شروع می کنیم به فهمیدن اینکه معامله گر موفق شدن، از آنچه که فکر می کردیم زمان و دانش بیشتری می طلبد. اغلب مردم زمانی که به پیچیدگی کار و آسان نبودن کسب درآمد با این روش پی می برند معامله گری را در این مرحله رها می کنند. 15-مصمم می شویم و روی آموزش روشهای واقعی معامله گری متمرکز می شویم. 16-روش معامله خودمان را با موفقیت هایی ادامه می دهیم، ولی در می یابیم که چیزی ازقلم افتاده است. 17-متوجه میشویم که باید قوانینی برای اجرای روشمان داشته باشیم. 18-برای توسعه و تحقیق روی قوانین روش معاملاتی مان، از معامله گری دست می کشیم تا فرصتی را برای تحقیق اختصاص دهیم. 19-دوباره شروع به معامله می کنیم ولی این بار با قوانین، و موفقیت بیشتری بدست می آوریم. ولی هنوز در حین ورود در معامله تردید داریم. 20-قوانین را جمع وتفریق و اصلاح می کنیم تا جایی که می بینیم باید در قوانینمان ماهر شویم. 21-احساس می کنیم که به استانه موفقیت در معامله گری بسیار نزدیک هستیم. 22-وقتی می بینیم که موفقیت مان به خاطر توانایی ما در عمل به روشمان است، شروع به احساس مسوولیت در برابر نتایج معاملاتمان می کنیم . 23-به معامله کردن ادامه می دهیم و در قوانین و روشمان ماهرتر می شویم. 24-در حین معامله کردن ، هنوز تمایل داریم از قوانین تخطی کنیم و نتایجمان هنوز نوسان دارند. 25-می دانیم که نزدیک شده ایم. 26-دوباره روی روشمان به تحقیق می پردازیم. 27-نسبت به روشمان مطمئن می شویم و به بازار برمی گردیم و معامله می کنیم. 28-نتایج معاملاتمان بهتر می شوند، ولی هنوز در اجرای قوانین مردد هستیم. 29-اکنون با مشاهده نتایج مان در هنگامی که به قوانین مان عمل نکرده ایم، اهمیت دنبال کردن قوانین را به وضوح درک می کنیم. 30-متوجه می شویم که دلیل عدم موفقیتمان در خود ماست، ( نداشتن انضباط در دنبال کردن قوانین و شکلی از ترس) و شروع به کار روی خودمان می کنیم. 31-به معامله گری ادامه می دهیم و بازار بیشتر و بیشتر ما را به خودمان می شناساند. 32-در روش و قوانین معامله گری مان استاد می شویم. 33-بطور مستمر پول بدست می آوریم. 34-کمی اعتماد به نفس بیش از حد پیدا می کنیم و باز بازار ما را متواضع می کند . 35-به یادگیری درسهایمان در بازار ادامه می دهیم. 36-ما معاملات کوچکتری انجام می دهیم که حجم هیجان کمتری برایمان دارد و این کار به طرز اعجاب آوری انضباط ما را بهبود می بخشد. 37-یاد می گیریم که مدیریت ریسک یکی از بزرگترین کلیدهای موفقیت در معامله گری است. شروع به درک این موضوع می کنیم که : ضررهای بزرگ باعث می شود که ما سود دهی مان را از دست بدهیم و بنابراین با حجم کمتر و ثابتی معامله می کنیم. 38-بدون تفکر درحین معامله، اجازه می دهیم قوانین برای ما معامله کنند (معامله گری خسته کننده می شود، ولی موفقیت آمیز است). حساب معاملاتی و حجم معامله ما متناسب باهم رو به افزایش هستند. 39-بیش از آنچه قبلا تصورش را در رویا می دیدیم، پول در می آوریم. 40-به زندگی خود می پردازیم و به همه اهداف رویایی خود می رسیم. پول ابزار جدیدمان برای انجام کارهایی است که همیشه آرزویشان را داشتیم.
پاسخها
برای پاسخدادن وارد حساب خود شوید.
هنوز پاسخی ثبت نشده است.