
پیوت پوینت از دل بازارهایی با زمانبندی مشخص مثل بورسهای سنتی و بعدتر فارکس بیرون آمد؛ جایی که یک روز معاملاتی بسته میشود و روز بعد با ذهنیت تازهای شروع میشود.
معاملهگران قدیمی میخواستند بدانند امروز بازار نسبت به دیروز بالای تعادل است یا پایین آن، پس پیوت پوینت در اصل تلاش میکند نقطه تعادل روانی بازار را از روز قبل استخراج کند.
فرض کنید دیروز یک سهم به گونهای معامله شده است که در برخی نقاط افزایش یافته و در برخی نقاط کاهش داشته و در نهایت بسته شده است.
امروز صبح، تمامی معاملهگران (چه آگاه و چه ناآگاه) با یک پرسش مشترک وارد بازار میشوند: « امروز خریداران دست بالا را در اختیار دارند یا فروشندگان؟
پیوت پوینت پاسخ این پرسش است.
بازارهای مالی پیچیده هستند، اما ذهن معاملهگر تمایل دارد روایت سادهای داشته باشد. پیوت پوینت چنین روایتی ارائه میدهد: «بالای این نقطه، بازار مثبت است» و «پایین این نقطه، بازار منفی است».
این سادگی موجب میشود تعداد زیادی از افراد به آن تکیه کنند و هرگاه جمعیت قابل توجهی حول یک عدد تجمع یابد، واکنش بازار شکل میگیرد.
چرا بازار به این عدد واکنش نشان میدهد؟
نکته کلیدی اینجاست، پیوت پوینت یک عدد «محاسبهشده توسط همه» است؛ معاملهگران حرفهای، الگوریتمها، اسکالپرها و تریدرهای روزانه همه تقریباً یک عدد مشابه را میبینند و این نقاط بهطور ناخودآگاه مرجع تصمیمگیری جمعی شدهاند.
یعنی پیوت خودِ علت حرکت نیست؛ بلکه محل هماهنگ شدن رفتار جمعی است.
بالای پیوت نشان میدهد بازار در فاز صعودی است، خریداران با اعتمادبهنفس بیشتری عمل میکنند و پایین پیوت نشان میدهد بازار در فاز نزولی است، فروشندگان کنترل دارند.
هر پیوت، تابع دوره تصمیمگیری معاملهگران است؛ دیتریدرها از پیوت روزانه، سوئینگتریدرها از پیوت هفتگی یا ماهانه و صندوقها، حقوقیها، مدیران پرتفوی و سرمایهگذاران بلندمدت از پیوت فصلی یا سالانه استفاده میکنند.
فرمول یکسان است، اما ذهنیت پشت آن متفاوت است.
پیوت جهت نمیدهد بلکه به جهت موجود اعتبار یا تردید میبخشد؛ اگر روند صعودی و قیمت در بالای پیوت باشد ادامه روند راحتتر و اگر روند صعودی و قیمت زیر پیوت باشد حرکت لرزان و مشکوک است.
با استفاده از پیوت میتوانیم بفهمیم که بازار در چه سطحی تمایل به صعود یا نزول دارد و تصمیمهای خود را منطقیتر و با اعتمادبهنفس بیشتر اتخاذ کنیم.
چرا واکنش بازار به پیوت معمولاً ملموستر و واضحتر از MA یا RSI حس میشود؟
نکته این است کهMoving Average وRSI فقط از حرکت قیمت به دست میآیند، اما پیوت حاصل قضاوت جمعی معاملهگران است. به عبارت دیگر، پیوت بیشتر شبیه نظر جمع است تا یک محاسبه تکنیکال. به همین دلیل، خیلی وقتها وقتی قیمت به پیوت میرسد، مکث میکند و حتی لازم نیست سیگنال کلاسیک داشته باشد تا واکنش نشان دهد.
با چند مثال به بررسی بیشتر این خطوط ارزشمند میپردازیم.
بنظر شما معاملهکردن بر اساس یک نمودار خالی تا چه اندازه میتواند قابل اتکا باشد؟
بدون شناسایی سطوح کلیدی، تحلیل قیمت عملاً مبهم و دشوار خواهد بود.

اما با اندیکاتور پیوتپوینت نقاط چرخش قیمت، مهمترین سطوح حمایت و مقاومت را بهصورت ساختارمند روی نمودار مشخص میکند و چارچوبی شفاف برای تصمیمگیری فراهم میسازد

در مثالی دیگر قیمت در نوسان است اما محدودههای مهم مشخص نیستند.

اما همان نمودار با همراهی اندیکاتور پیوت پوینت، بهطور واضح مسیر احتمالی حرکت قیمت و نقاط واکنش بازار را نمایش میدهند.

در تحلیلاپ، اندیکاتور Pivot Point با الگوریتمی اختصاصی و بهروزرسانیشده، بهصورت ویژه برای بازار بورس ایران طراحی شده است تا معاملهگران بتوانند با دقت بیشتر و دیدی هوشمندانهتر، نقاط تعادل بازار و نواحی کلیدی تصمیمگیری را شناسایی کنند و تحلیلهای خود را به سطح حرفهایتری ارتقا دهند.
