با افزایش نرخ گاز؛ کدوم شرکتها بیشتر تاوان میدن؟ برای فهمیدن اثر افزایش نرخ گاز، اول باید ببینیم هر شرکت گاز رو کجا خرج میکنه. یه جا گاز خوراک تولیده، یه جا سوخت کارخانه. همین تفاوت کافیه تا اثر یه تصمیم، توی سود دو شرکت کاملاً متفاوت باشه. متانولیها؛ زاگرس، شفن و شخارک اینجا گاز، ماده اولیه تولیده؛ پس افزایش نرخ خوراک مستقیم میره سراغ بهای تمامشده. اگه متانول به اندازه هزینه خوراک گرون نشه، حاشیه سود شرکت کوچیک میشه. برای این سه تا، من اول مقدار مصرف گاز، تولید متانول و نرخ فروش هر تن رو کنار هم میذارم. زاگرس یه مسئله اضافه هم داره؛ افت تولید و صادرات. وقتی هم هزینه بالا میره و هم مقدار محصول قابل فروش پایین میاد، فشار روی سود جدیتر میشه. اورهسازها؛ شپدیس، شیراز، کرماشا، خراسان و شلرد این گروه هم از محل خوراک گاز حساسه؛ اما نباید همه رو با یه چوب زد. قیمت اوره، نرخ ارز، مقدار تولید و سهم صادرات هر شرکت، نتیجه رو عوض میکنه. در شپدیس، باید رشد نرخ فروش اوره رو با افزایش هزینه خوراک سنجید. شیراز رو هم باید با توجه به ترکیب محصولاتش بررسی کرد. اما در شلرد، قبل از هر چیز باید دید وضعیت تأمین گاز و تولید به کجا رسیده. کارخانهای که خوراک نداره و تولید نمیکنه، با محاسبه چند درصد افزایش نرخ خوراک به سودآوری نمیرسه. فولادیها؛ فولاد، فخوز، کاوه و هرمز اینجا سؤال اصلی اینه؛ تولید هر تن محصول چقدر انرژی میخواد و افزایش هزینه انرژی چه بلایی سر سود هر تن میاره؟ فولادسازها از نظر روش تولید و مصرف انرژی شرایط یکسانی ندارن. پس صرفاً با شنیدن افزایش نرخ گاز نمیشه درباره همهشون یک حکم صادر کرد. کگل و کچاد رو هم باید جدا از فولادسازها دید؛ جنس فعالیت و ساختار هزینهشون متفاوته. سیمانیها؛ ساروم، سیتا، سپاها و بقیه برای سیمانیها، ماجرا فقط گرونشدن گاز نیست. محدودیت گاز و رفتن سراغ مازوت، هزینه سوخت و حمل رو بالا میبره. از اون طرف، اگه همین محدودیت باعث افت تولید بشه، شرکت هم هزینه بیشتری میده و هم محصول کمتری برای فروش داره. این دو تا رو باید با هم حساب کرد. نوری، بوعلی، شاراک و شتران ساختار خوراک این شرکتها با متانولیها و اورهسازها فرق داره؛ بنابراین افزایش نرخ خوراک گاز به همون شکل روی بهای مواد اولیهشون نمیشینه. اما این به معنی مصونبودن از افزایش هزینه نیست. قیمت خوراک مایع، سوخت مصرفی و نرخ فروش محصولات همچنان تعیینکنندهان. حالا موقع بررسی گزارشها، حواستون به این چند مورد باشه: - مبلغ خرید گاز رو بدون مقدار مصرف بررسی نکنید؛ ممکنه افزایش مبلغ خرید از مصرف بیشتر اومده باشه، نه فقط از نرخ بالاتر. - مقدار تولید و فروش رو کنار نرخ فروش بذارید؛ رشد نرخ فروش وقتی ارزش داره که افت مقدار فروش، اثرش رو خنثی نکرده باشه. - هزینه خوراک و انرژی رو با درآمد حاصل از فروش مقایسه کنید؛ ببینید شرکت چقدر از افزایش هزینه رو جبران کرده. - حاشیه سود رو در چند ماه دنبال کنید؛ یک گزارش ماهانه بهتنهایی برای قضاوت کافی نیست. - در سیمانیها، هزینه مازوت و در فولادیها، مصرف انرژی به ازای هر تن تولید رو از قلم نندازید. یه نکته هم درباره نرخهای ابلاغی بگم خدمتتون، شیراز در اعلام کرده نرخ خوراک شهریور و سوخت مهر به شرکت ابلاغ شده، اما هنوز اثر مالی اون رو محاسبه نکرده. پس فعلاً هر عددی درباره میزان تأثیرش روی سود شرکت، بدون محاسبه و سند، حدسه. حرف آخر بگم و تمام؛ با دیدن خبر افزایش نرخ گاز، نه کل یه صنعت رو کنار میذارم و نه دنبال معرفی چند تا برنده میگردم. میرم سراغ حسابوکتاب شرکت. میخوام بدونم بعد از گرونشدن خوراک و سوخت، از هر صد تومن فروش چقدر سود برای شرکت میمونه. همین عدد، وقتی کنار مقدار تولید و روند فروش قرار بگیره، خیلی بیشتر از تیتر خبرها حرف برای گفتن داره. بازار جای تعارف نیست؛ آخرش این صورتهای مالیان که نشون میدن کدوم شرکت از پس هزینههاش برمیاد.