equity_hunter

خیلی ممنون جناب طهماسبی عالی بود من خودم اول همین خط روند پایینی رو کشیده بودم روی چارت اما نمیدونم چرا حس کردم سیکل نزولش هنوز تکمیل نشده و به نظرم اومد شاید داخل این کانال داره حرکت میکنه من کلا یه جورایی از روش های تحلیلی که خیلی روی آینده طولانی فوکوس داره فراری ام چون اساسا آینده خیلی دور رو نمیشه زیاد روش مانور داد با توجه به بی ثباتی و متغییرهای کلان بسیار یه جورایی به شکل پیش گویی میشه اینکار ... و شایدم به همین خاطره که با الیوت ذهنم هماهنگ نمیشه اصلا ... اما دوس داشتم ازین دید و زاویه ببنیم یعنی از دید و نگاه کسی که با الیوت به چارت نگاه میکنه ... به شخصه با تحلیل های کلاسیک و پرایس ساده ای که به کار میبرید بیشتر ارتباط میگیرم یه جورایی پرایس اکشن انگار بهتر به ذهن من میشینه و درک میشه ... #تحلیل_تکنیکال

۱ پاسخ

برای پاسخ‌دادن وارد حساب خود شوید.
سپهر طهماسبی

* درود جناب اسعدی. بحث پرایس اکشن شد و الیوت، جا داره یه تجربه شخصی رو بگم شاید به درد دوستی خورد. کلیه موارد عنوان شده نظر شخصی هست. مدت ها قبل وقتی از پرایس اکشن استفاده می کردم، همیشه حس میکردم جای چیزی مثل الیوت در کنارش خالی هست، وقتی که از الیوت بهره گرفتم متوجه شدم نمیتوانم تمام امواج بازار را الیوتی ببینم، بشمارم و لیبل بزنم. این باعث شد مجدد برگردم به پرایس اکشن! البته اگر امواج از هم قابل تفکیک باشند می تواند کاربردی باشد ولی واقعا نمیشود کل مارکت را الیوتی دید و بعضا ساختارهای کامپلکس، اکستند شده و ... به قدری اذیت میکند که آدم فراموش می کند که اصلا هدفش معامله و کسب سود از بازار است و واقعا گاهی شناسایی آناتومی امواجی که صحت و سقم آن منوط به پیشروی کندل های قیمت در سمت راست چارت هست دردی را دوا نمیکند. اما در خصوص نگاه بلند مدتی که فرمودید یه نکته ای هست که همیشه تو ذهنم میاد و اون اینه که آیا برای چارت، نماد، شرکت، جفت ارز یا ایندکسی که ما تحلیل تکنیکالش رو داریم انجام میدیم، تایم فریم اهمیتی دارد یا خیر؟ آیا تایم فریم روزانه را استاندارد را ایده آل و بنچ مارک تحلیل و ترید و تصمیم گیری های خود قرار می دهیم ولی تایم بالاتر یعنی مثلا هفتگی و ماهانه از این قابلیت به دور هستند؟ تایم های پایین تر چطور؟ از ساعتی تا دقیقه ای و تیک چارت. به نظرم بازار یک نظام یکپارچه است و این ما هستیم که با برش و قطعه بندی آن به ابعادی مشخص در قالب تایم فریم از کوچک تا بزرگ بخشی از آن را برای نیاز تحلیلی و معاملاتی خود استفاده می کنیم. این موضوع به ذات فراکتالی بازار بر میگردد. به فرض همین چارت اتریوم در اشل هفتگی را تصور کنین. فرض کنید حرف W:Weekly که مربوط به تایم فریم این چارت هست آن بالا گوشه چپ چارت حضور نداشت یا اصلا نام نماد و تایم فریم کمپلت باهم از آنجا پاک میشد، آنگاه برای شخصی که این دیتای خام از کندل ها را پیش روی خود میبیند و میخواهد آن را تحلیل کنید، آیا تفاوتی دارد که این چارت برشی از تایم فریم 1 دقیقه ای هست یا برشی از تایم فریم هفتگی یا ماهانه؟ به شخصه همیشه دست و دلم هنگام تحلیل چارت های هفتگی و ماهانه میلرزید، چرا که مثلا اگر در تایم روزانه یا ساعتی وقتی خط روند، حمایت و مقاومت و امثالهم وقتی ترسیم می کنید، چشم اندازه تحلیلی چند روزه تا نهایت چند هفته ای دارید. ولی وقتی در اشل هفتگی و بالاتر تحلیل میکنید، ناگهان حرکات، سوئینگ ها و نوسانات قیمت به نظرتان چشمگیر می شود. مثلا خط روندی که در هفتگی برای سهمی مثل فولاد ترسیم می کنید و می بینید که قیمت فعلی سهم بفرض 2000 تومان است و در صورتی که طبق تحلیل به مجاور این خط روند صعودی برسد و طبق استراتژی خرید روی خط روند جذاب خواهد بود، قیمت سهم در روی خط روند 300-500 تومان میشود!! ذهن ما با این تضاد نمیتواند کنار بیاید. تضادی که میگوید محال است که چنین اتفاقی برای فولاد بیوفتد و از 2000 تومان به 300 تومان برسد. مگر جنگ شده ! ولی در تحلیل تکنیکال برای چارتیست چه اهمیتی دارد باید داشته باشد که چارت مورد تحلیلش متعلق به چه نماد و تایم فریمی هست. حتی جایی میخواندم در بعضی دپارتمان های تحلیل برای اینکه تیم تحلیلی سوگیری ذهنی Bias در خصوص جهت حرکت آتی قیمت نداشته باشند، بایستی چارت هایی کد شده و بدون نام و حتی بدون تایم فریم را تحلیل کرده و سناریو ها محتمل را استخراج و به تیم ترید و معامله می دادند. با حرف شما که تایم فریم بزرگ اشاره کردید موافق هستم و حتی خیلی از تحلیل گران با تردید چارت هفتگی و بالاتر را تحلیل می کنند، چرا که مثلا حتما خودتان هم شاید نتوانید باور کنید که اتریوم 1100 دلاری بشود 400 دلار ولی این زاییده ذهن ماست و برای مارکت و چارت کار نشد نداره. بیت کوینی که تارگت های 100 هزارتایی و بالاتر براش میدادن الان برگشته به 15 - 16 هزارتا! زمانی که بیت کوین در +60 هزار معامله میشد و کسی پیدا میشد و میگفت طبق تحلیل هفتگی من، بیت کوین تا 15 - 16 پایین خواهد آمد آیا کسی حرفش را باور میکرد؟ همه او را شاید به سخره هم میگرفتند. ولی الان میبینیم که بله، بیت کوین به 15 هزار هم رسید و صدای کسی در نیامد. در کل به نظرم ما انسان ها با ساختار پیچیده همیشه شاید دلیلی برای حرکات قیمت در بازار داشته باشیم. نمیدونم. تاثیر اخبار و اتفاقات و عامل حرکت دهنده بازار ها را انکار نمیکنم ولی با وجود تحلیل های بسیاری که روی چارت ها انجام داده ام و آن ارتباط معنایی که از نگاه به چارت میگیریم اینطور به من القا میشود که قیمت جایی می رود که باید برود! نمیدونم چقدر دوستان چارت تحلیل کردن، هزاران هزار بار اگر چارت تحلیل کنید کم کم به حس ترس شاید برسید. بله، ترس! ترس از اینکه این قیمت جنبده که ما حرکاتش را با اتفاقات شاید توجیه کنیم، از قبل میداند که کجا میخواهد برود. در نگاه اول شاید فکر کنید قیمت گیج است و بی نظمی حرکاتش ناشی از عدم آگاهیش در خصوص مقصد بعدیش است، ولی به مرور میفهیمد که اتفاقا این قیمت بسیار بسیار هوشمند است. حتی می داند تا دهه ها بعد کجا خواهد رفت!! بله. ترس از این که ما با موجودی روبه رو هستیم که مقصد مشخصی دارد و از پیش حتی میداند مثلا در سال 2030 در چه موقعیتی نسبت به کندل امروز قرار خواهد گرفت، اما این ما هستیم که به دنبال دلیل برای حرکات قیمتی میگردیم که خودش میداند کجا برود و اخبار و اتقاقات یا تسهیل کننده این پیشروی هستند یا اگر ضد مقصد اصلی قیمت اعلام شوند، میتواند به صورت یک نویز، نوسان بزرگ با سایه های بلند و تلاطم های گذارا باشد و یا حتی در بطن بازار حل شده و بی اثر شوند و مجدد قیمت راه خود را به سمت هدف قیمتی و زمانی که در سرنوشتش نوشته شده خواهد رفت. - ترسی که از آن نام بردم برای من اینطور جلو میکند که شاید اصلا مفهومی به نام عرضه و تقاضا که دلیل جابه جایی قیمت این چارت هااست، در عمل روی نمودارها وجود ندارد! قیمت ها به سمت کلاسترهای زمانی و قیمتی حرکت می کنند که باید حرکت کنند، چه با فشار عرضه و تقاضا، حجم معاملات و چه بدون آنها، چه با خبر و اعلامیه ها و چه بدون آنها و اگر عمیق فکر کنید متوجه منظورم خواهید شد. چه بسیار اتفاقا و حوادثی که پیش از وقوع روی چارت های پیشخور شد، از جنگ و انفجار و زلزله و ... گرفته تا اخبار مهم و تاثیر گذاری همچون NFP و گرازشات FOMC و ... . میخوام بگم اگه زیاد بر قیمت متمرکز بشید شاید هیپنوتیزمتون کنه و با نوساناتش شمارو مست و با حرکت در خلاف جهت معامله جاری شما استاپتون رو بزنه، ولو اینکه جهت و حرکت احتمالی درستی رو تحلیل کرده باشید و فقط اغوا و مبهوت رقص دلنواز قیمت شده و با احساسات خود و مداخله در یک معامله صحیح زمینه را برای نابودی خود آماده کرده اید! - این صحبت ها شاید چندان برای برخی روشن نباشد ولی اینها زمانی حاصل میشود که چارت های زیادی دیده و تحلیل کرده باشید. اگر چارت دلار به شما روی اشل هفتگی بگوید که طبق تحلیل هر دلار به 200 هزار تومان خواهد رسید، الان چه کار میکنید؟ میگویید محال است؟ امکان ندارد، همه چیز از هم میپاشد؟ اما روزی که به شرایط نم نم عادت کردیم و با دلار 200 هزار تومانی هم ملاقات داشتیم آنگاه چکار میکنید؟ نمودارها چیزهای ترسناکی هستند. چون حرفشون عوض نمیشه و گذشته ای از خودشون به ثبت می رسونن که میتونه حکایتی از آینده داشته باشه. ما پیشگو نیستیم ولی رسیدن به این درک که سرنوشت ، زندگی و انتخاب های ما از پیش توسط همین نمودارها نسخه پیچ شده و ما انسان ها آرام آرام در مسیر رسیدن به اهداف این نمودارها پیش میرویم. چه بخواهیم چه نخواهیم. چه با درد چه با خوشی. این نمودارها آنجایی ترسناک می شوند که فکر میکنی دارند خودشان حرکات می کنند!! بله. گویی صاحبی دارد و همانند قطاری به سمت مقصدی از پیش تعیین شده در حال حرکت است، چه معامله گر و عرضه تقاضایی به عنوان مسافر، پشت این حرکت قطار باشد چه نه، سوخت محرک این قطار از جایی دیگر تامین می شود که نمیدانیم کجاست. ولی این قطار وقتی پیش می رود، اتفاقات را دلیل حرکتش نشان می دهد و شاید عموم، معاملات را به عنوان نیروی محرک آن بدانند و دیگر پرسشگر نباشند. شاید اتفاقا این پرسشگری هزینه گزافی هم برای اشخاص، حاکمیت ها، کشورها و کل دنیا داشته باشد ولی هرچه که هست فعلا سربه مهر باقی مانده و طبق گفته ها همان عدم تعادل در فشار عرضه و تقاضا هست که منجر به بالا و پایین شدن ها و روند و رکودهای قیمت می شود ولاغیر. #الیوت