🚨یک نمودار دردناک از اقتصاد این روزها طبق آخرین گزارش مرکز آمار، تورم نقطهبهنقطه کالاهای خوراکی و آشامیدنی در اسفند ماه به 112٪ رسیده است. عددی که بهخودیخود نشان میدهد فشار معیشتی در چه سطحی قرار گرفته است. با توجه به شرایط فعلی و تشدید تنشها، بهویژه اثرات جنگ و اختلال در مسیرهای تجاری، این احتمال وجود دارد که در فروردین این رقم حتی از این سطح نیز فراتر برود. در واقع این روزها شاهد یک اتفاق مهم در اقتصاد هستیم: کالاهای اساسی و حتی کالاهای بادوام، با سرعتی بالاتر از دلار در حال افزایش قیمت هستند. بهطور میانگین، سطح قیمتگذاری بسیاری از این کالاها عملاً معادل دلار 190 تا 200 هزار تومانی در بازار آزاد است؛ حتی اگر نرخ رسمی یا بازار ارز چنین چیزی را هنوز بهطور کامل منعکس نکرده باشد. نکته مهم اینجاست که این وضعیت بیش از آنکه نتیجه یک نوسان ساده ارزی باشد، حاصل یک ترکیب پیچیده است: اختلال در عرضه، افزایش شدید هزینههای تولید و رفتار هیجانی بازار. یعنی اقتصاد در حال حاضر نه فقط از سمت ارز، بلکه بهطور مستقیم از سمت «کالا» تحت فشار قرار گرفته است. در چنین شرایطی، قیمتها صرفاً تابع دلار نیستند؛ بلکه کمبود فیزیکی، نااطمینانی و اختلال در زنجیره تأمین باعث میشود کالاها مستقل از نرخ ارز مسیر خودشان را بروند. به همین دلیل است که حتی با ثبات نسبی دلار، قیمت برخی اقلام همچنان با شتاب بالا حرکت میکند. در مورد آینده این روند هم باید گفت اگر شرایط فعلی تنش و محدودیت در زنجیره تأمین ادامه پیدا کند، احتمالاً همچنان شاهد رشد سریعتر کالاهای اساسی نسبت به دلار خواهیم بود. در این حالت، بازار کالا عملاً وارد یک فاز تورم مستقل از ارز میشود؛ جایی که کمبود و هزینه، نقش اصلی را در تعیین قیمت بازی میکنند، نه صرفاً نرخ دلار. 🧨 پاسخ به یک سؤال مهم: آیا در صورت حصول توافق و افت قیمت دلار ناشی از کاهش انتظارات تورمی، قیمت کالاهای اساسی و بادوام هم کاهش پیدا میکند؟ در نگاه اول، پاسخ باید مثبت باشد؛ چون معمولاً کاهش نرخ ارز فشار هزینه وارداتی را کم میکند. اما در واقعیت اقتصاد، این رابطه مستقیم و فوری نیست و به چند سازوکار مهم بستگی دارد. باید توجه کرد که قیمتها در اقتصاد « *چسبنده* » هستند. یعنی همانطور که در دوره افزایش نرخ ارز سریع بالا میروند، در زمان کاهش ارز به همان سرعت پایین نمیآیند. فروشندگان و تولیدکنندگان معمولاً در کاهش قیمتها احتیاط میکنند، چون نمیدانند کاهش ارز پایدار است یا موقتی. بخش مهمی از هزینهها قبلاً با نرخهای بالاتر شکل گرفته است. کالاهایی که امروز در بازار عرضه میشوند، ممکن است با ارز گرانتر تولید یا وارد شده باشند. بنابراین حتی اگر دلار کاهش پیدا کند، اثر آن با تأخیر در قیمت نهایی دیده میشود. انتظارات تورمی نقش تعیینکننده دارند. اگر فعالان اقتصادی به ثبات کاهش نرخ ارز اعتماد نداشته باشند، قیمتها را بهسرعت پایین نمیآورند و کاهش دلار را موقتی تلقی میکنند. در بسیاری از کالاهای اساسی و بادوام، محدودیت عرضه و ساختار بازار باعث میشود کاهش قیمتها کندتر از افزایش آن رخ دهد. حتی اگر هزینه واردات کاهش یابد، بازگشت تعادل عرضه زمانبر است. بنابراین جمعبندی این است: ❌ کاهش نرخ ارز ناشی از توافق میتواند سرعت رشد قیمتها را کاهش دهد و فشار تورمی را کم کند اما لزوماً منجر به کاهش سریع و متناسب قیمت کالاهای اساسی و بادوام نمیشود.
