از دید یک تحلیلگر کسب و کار، اکوسیستم آلتکوینها عموما توانمندی بسیار بالایی در بازاریابی و نرتیوسازی و جذب مشتری دارند. این موضوع اونها رو رشد مالی و جذب سرمایه از ونچر کپیتالها و گسترش همکاری با موسسات و نهادها موفق کرده. اما برای این رشد و توسعهی سریع لازم است عدم تمرکز کاهش یابد. هماهنگی، آپگرید، تبلیغات، مذاکره با نهادها و همه اعمالی که یک شرکت موفق انجام میدهد نیاز به تمرکز دارند. مثلا هیچ شرکتی در جهان وجود ندارد که دموکراتیک اداره شود. در تجارت، تمرکز و economies of scale ارزش و قدرت آفرین است. اما این فرمول برای توسعهی پول مورد قبول همه دنیا کار نمیکند. به محض از دست دادن تمرکز، پول بیطرفی خود را از دست داده و بدون وجود اجبار در سطح وسیع مورد استقبال قرار نمیگیرد. چرا من باید پولی که در کنترل شخص دیگریست رو استفاده کنم؟ اکوسیستم بیتکوین راه دیگری رو رفته و برای حفظ حداکثر عدم تمرکز برای خود محدودیتهای عمدی در نظر گرفته و راههای درآمدزایی مختلفی را بر خود بسته. مثلا یک طرح آپگرید که میتواند امکان توسعهی بهتر اسمارت کانترکت ها، و خدمات دیفای را فراهم کن گاها به دلیل نگرانیهای امنیتی و مشابه آن منجر به ماهها یا سالها بحث و مناقشه میشود و قهرمانی نیست که تصمیم نهایی را بگیرد، همه را متقاعد کند و مخالفین را ساکت کند و اکوسیستم را به جهتی که صلاح میبیند ببرد. بیتکوین از روز اول برای تابآوری در بدترین سناریو ساخته شده. در هر قدم توسعه فنیاش نگرانی در خصوص عدم تمرکز و مقاومت در برابر حمله وجود داشته. در هر تحولی تلاش شده وابستگی کاربر به خدمات حضانتی، و نهادهای واسطه و تصمیمات جمعی و غیره حداقل شوند و بر عکس توانایی وی برای کار کردن با شبکه به طور مستقل و راه اندازی نود شخصی حداکثر شوند. برعکس خیلی از پروژه ها، هدف رشد قیمتی را سرلوحه قرار نداده. نتیجه این تصمیمات برای من شبیه ساختمانیست که پی بسیار محکمی دارد که زمان و انرژی زیادی برده که میتوانست صرف ساختن طبقات بالایی و جذابیت روبنا شود. گرچه کار بسیار باقیست اما بدون پی همه چیز موقتیست.
