خطاب به جناب آقای دکتر صیدی، رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار و معاونت محترم نظارت بر نهادهای مالی تأیید صلاحیت حرفهای؛ از ابزار صیانت از حقوق سهامداران تا بروکراسی فرساینده فرآیند احراز و تأیید صلاحیت حرفهای نمایندگان اعضای حقوقی هیأتمدیره شرکتهای بورسی، اگرچه با هدف صیانت از منافع سهامداران و ارتقای حاکمیت شرکتی طراحی شده است، اما در عمل با پیچیدگیها، موازیکاریها و بروکراسی فرسایندهای مواجه شده که در برخی موارد، بهجای ایفای نقش نظارتی، به مانعی برای اعمال اراده قانونی سهامداران تبدیل میشود. پرسش اساسی اینجاست که چرا یک سهامدار خرد برای انجام یک معامله، با مجموعهای از کنترلها و نظارتهای لحظهای مواجه است و سازمان بورس میتواند در صورت مشاهده تخلف، کد معاملاتی را محدود یا مسدود و معاملات و دارایی وی را تحت نظارت قرار دهد؛ اما در مقابل، هنگامی که موضوع به تعیین ارکان مدیریتی یکی از بزرگترین شرکتهای بورسی و صنعتی کشور میرسد، فرآیند احراز صلاحیت نمایندگان اعضای حقوقی میتواند هفتهها و ماهها در پیچوخم مکاتبات و فرآیندهای اداری باقی بماند. در شرایطی که شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس بهعنوان یکی از مهمترین بنگاههای اقتصادی کشور نیازمند ثبات مدیریتی، تصمیمگیری تخصصی و تعیین تکلیف سریع ارکان مدیریتی خود است، طولانیشدن این فرآیند میتواند عملاً فرصت استمرار مدیریت موجود را فراهم کند؛ حتی در شرایطی که ترکیب جدید هیأتمدیره توسط مجمع عمومی تعیین شده باشد. موضوع صرفاً یک اختلاف مدیریتی نیست؛ بحث بر سر کارآمدی نظام نظارتی بازار سرمایه است. اگر فلسفه احراز صلاحیت حرفهای، جلوگیری از حضور افراد فاقد صلاحیت و حمایت از حقوق سهامداران است، این پرسش باید بهطور جدی مطرح شود که آیا فرآیند موجود، در همه موارد به همین هدف منتهی میشود یا در برخی پروندهها، پیچیدگی اداری آن میتواند عملاً به ابزاری برای تأخیر در اجرای اراده قانونی مجمع و سهامداران تبدیل شود؟ سازمان بورس و اوراق بهادار باید میان «نظارت مؤثر» و «بروکراسی بازدارنده» مرز روشنی ایجاد کند. نظارت زمانی اعتبار دارد که هم سریع باشد، هم شفاف و هم نسبت به همه اشخاص و مدیران، بدون تبعیض اعمال شود. از سوی دیگر، استقلال سازمان بورس یک اصل اساسی برای اعتماد عمومی به بازار سرمایه است. این استقلال تنها با مقررات و ساختار سازمانی حفظ نمیشود؛ بلکه با تصمیمات بهموقع، برخورد بدون ملاحظه با تخلف و صیانت عملی از حقوق سهامداران معنا پیدا میکند. تداوم چنین تأخیرهایی، چنانچه موجب شود اشخاص یا مدیرانی که دوره مسئولیت یا مبنای قانونی ادامه حضور آنان محل بحث است، صرفاً به دلیل طولانیشدن فرآیندهای نظارتی همچنان در موقعیت مدیریتی باقی بمانند، میتواند این تصور را ایجاد کند که فرآیند نظارتی، ناخواسته در خدمت استمرار وضع موجود قرار گرفته است. این همان نقطهای است که باید مورد توجه جدی ریاست سازمان بورس و معاونت نظارت بر نهادهای مالی قرار گیرد. سازمان بورس یک اعتبار شیشهای دارد؛ اعتباری که طی سالها با نظارت بر بازار سرمایه شکل گرفته و هرگونه سستی، تأخیر یا برخورد دوگانه با مدیران و سهامداران میتواند ترکهای جدی بر آن وارد کند. انتظار سهامداران این نیست که نظارت حذف شود؛ بلکه انتظار آنان این است که نظارت هوشمند، سریع، مستقل، شفاف و برابر باشد. اکنون مطالبه روشن از سازمان بورس این است که در فرآیند تأیید صلاحیت نمایندگان اعضای حقوقی هیأتمدیرهها، ضمن حفظ استانداردهای حرفهای، زمانبندی مشخص، مسئولیتپذیری اداری و سازوکار جلوگیری از اطاله فرآیند را برقرار کند تا احراز صلاحیت بهجای آنکه به گلوگاه اعمال اراده سهامداران تبدیل شود، به ابزار واقعی حاکمیت شرکتی و حمایت از حقوق آنان تبدیل گردد. بازار سرمایه بیش از هر زمان دیگری به سازمان بورسی نیاز دارد که نه در برابر سهامدار خرد و نه در برابر مدیران و صاحبان قدرت، مماشات نکند؛ بلکه صرفاً در برابر قانون و منافع عمومی بازار سرمایه پاسخگو باشد.
پاسخها
برای پاسخدادن وارد حساب خود شوید.
هنوز پاسخی ثبت نشده است.