چرا چارچوب تحلیل و معامله باید منطبق باشد؟
متاسفانه بسیاری از افراد فعال در بازار، چارچوب تحلیلگری و چارچوب معاملهگری متفاوتی دارند. این عدم تناسب باعث آسیب در معاملات میشود. همچنین ناهمخوانی چارچوبها، باعث انتظارات غلط و پیشبینیهای نادرست خواهد شد که به نفع فرد نخواهد بود و به شدت آسیبزاست.
به طور مثال فردی با هدف سود 15 درصدی سهامی را خریداری و مطابق تحلیل به فروش میرساند. مدتی بعد از فروش متوجه رشد 30 درصدی سهام مربوطه میشود. معاملهگر دچار پشیمانی از فروش زودهنگام میشود؛ در حالی که چارچوب تحلیل، مبنی بر یک بازدهی کوتاهمدت بوده است. این معضل دامنگیر بسیاری از معاملهگران میشود که پیامد منفی آن بازنگری سیستم معاملهگری است.
موضوع مهم در تدوین سیستم معاملاتی، تعیین چارچوب معامله است که در مباحث فنیتر، درجه تحلیل یا درجه معامله میگویند. باید دید شما افق زمانی شما در معامله چیست؟ با چه حد زیانی دنبال چه بازدهی هستید؟
دیدگاههای سرمایهگذاری باید در بخش تحلیلی و معاملاتی با هم منطبق باشد. شما نمیتوانید برای بلندمدت تحلیل کنید اما کوتاهمدت معامله کنید و برعکس.
بسیاری از افراد به خاطر این عدم انطباق، دچار زیان و تحمل آن میشوند. در این وضعیت با تعبیر سرمایهگذاری بلند مدت برای آینده، زیان را توجیه میکنند. در حالی که این عوض کردن دوره سرمایهگذاری به خاطر شکست در معامله است.
بر اساس مثال قبلی، اگر در فرایندی چند ساله این سهم به 300 درصد بازدهی برسد. این رشد هیچ ارتباطی با تحلیل فرد ندارد. برخی معاملهگران با این روش خودفریبی و عوام فریبی میکنند.
بنابراین در تدوین سیستم معاملاتی حتما چارچوبهای تحلیلگری و معاملهگری باید منطبق باشد. برای یک تحلیل بلند مدت، چارچوب معاملاتی هم باید بلند مدت باشد. این باعث آسیب کمتر در معاملات میشود.
وقتی همخوانی بین تحلیل و معامله شما نیست، از سهام بلندمدت، انتظار سودکوتاه مدت دارید و برعکس. این تصور اشتباهی از معامله، به شما لطمه خواهد زد. تا زمانی که توی سیستم معاملاتی این موضوع را حل و فصل نکنید، به شدت از این نقطه آسیبپذیر هستید. در سیستم معاملاتی، در طراحی و تدوین پلن معاملاتی به شدت این مبحث را در نظر بگیرید.
مهمترین تجربه شما در این زمینه چیست؟

نظرها
برای گذاشتن نظر ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.